تراوشات یک دل
یا رفیق من لا رفیق له
آه...
آدم جان،
دل حوایت به هوایت بد جور میلرزد...
بیا.
--------------
دل نوشت: جهان با دو نفر به حد نصاب میرسد..
از انتهای خیالت
تا هرکجا که بروی باز هم
به هم میرسیم.
زمین بیهوده گرد نیست!
--------------------------------------
تیکه ادبی:
من ارگ بم و خشت به خشتم متلاشی
تو نقش جهان،هر وجبت ترمه و کاشی
میگن باید رمز عابربانکاتونو عوض کنین. امروز رفتم حسابمو خالی کردم.میدونی که،من عاشق رمز عابربانکمم.بهترین عددای دنیا کنار هم!
آغوشت غاریست که وسوسه میکند آدم را برای پیامبر شدن!
تمام.
کاش آنقدر دور بودی که نمیشد تو را خواست
و
کاش آنقدر نزدیک بودی که میشد تو را خواست...
--------------------
تیکه ادبی: دجار ماهی تنگ تنگ سینه ام...!
بگو دوستت دارم
پیش از آنکه چشمانت
به غذای گل های نرگس تبدیل شود...
----------------------
تیکه ادبی: ....
توضیح نوشت: جای خالی بالا را شما کامل کنید.(محض تنوع!)
به فکر نوازش دست های منی
بی آنکه بدانی
دلم است که تنها مانده
دست هایم دوتایند...!
-----------------
تیکه ادبی: من به تنگ آمده ام از همه چیز...بگذارید هواری بزنم
در سر
خیالاتی نیمه عریان و تابستانی!
در چشم ها
تراکمی تا ابد بهاری!
در دل
اناری سرمازده!
.
.
.
تنها صدایی که میشنوی
هوهوی پاییز است
که می تازد
در باقیمانده وجودم...
-------------------------------------
پاییز نوشت: حواست هست؟ شهریور تمام شد، کم کم به فکر باد و باران باش. شاید کسی تمام گریه هایش را برای پاییز گذاشته باشد.
» ۱۳٩۱/٢/۱٠
» ۱۳٩۱/۱/٢٧
» ۱۳٩۱/۱/۱۸
» خیلی دور...خیلی نزدیک
» بگو...
» بی عنوان باشد بهتر است
» پاییز
» ۱۳٩٠/٥/٢٧
» حذف یا...؟
| Design By : RoozGozar.com |


